دیوان در اوستا و فارسی باستان
ياهو
ديوان در متون اوستايی و فارسی باستان
آرش اکبری مفاخر
مجله مطالعات ايراني
شماره 14، زمستان 1387
چکيده
شناخت ديوان يکی از بنيادهای دينپژوهی و اسطورهشناسی ايرانی است. در اين مقاله به بررسی جايگاه ديوان در متون اوستايی و فارسی باستان پرداخته شدهاست. در اين متون، ديوان، نام دستهای از خدايان کهن آريايی است که توسط مردم ايران پرستش میشدهاند. زردشت در آموزههای گاهانی نخست اين خدايان کهن را رد کرده، از شايستگی پرستش پايين میکشد و سپس از آنها چهرهای منفی ارايه میدهد. در هفتها نامی از اين خدايان نيامدهاست، اما اين انديشه در اوستای نو و سنگنوشتة خشايارشا ادامهمیيابد.
در اوستای نو ديوان را میتوان به پنج دستة کلی بخشکرد:
1) خدايان کهن که در يکی از سنگنوشتههای خشايارشا هنوز به عنوان خدايان پرستش میشوند. 2) مهاجمين، دشمنان و مردمان کشورهای همسايه. 3) ويژگیهای زشت و اهريمنی انسان. 4) انسانهای دارای ناهنجاریهای اخلاقی. 5) عناصر ويرانگر طبيعت.
ديوان يا سرنوشتی همانند اهريمن دارند؛ به دوزخ راندهمیشوند و يا سرنوشتی انسانگونه دارند؛ با آنان همانند دشمنان شکستخورده رفتار میشود.
کليدواژه
ديو، اوستا، فارسی باستان، اهريمن، زردشت.
مقــــدمه
شناخت ديوان به عنوان بخش بسيار مهمی از جامعة مزديسنايی، يکی از بنيادهای دينشناسی ايرانی و نيز از بنيادهای پژوهش در فرهنگ، اساطير و ادبيات ايرانزمين است. اين موضوع در هر برههای از زمان و مکان در ادبيات ايران قابل پژوهش است.
روند حضور ديوان را در ادبيات ايران برای شناخت شاهنامه میتوان به چهار دورة کلی تقسيم کرد. بررسی دورههای پيشين باعث میشود تا مطالعه و بررسی دورههای ديگر به خوبی انجام پذيرد. اين دورهها عبارتند از:
1) دوران آريايی و هند و ايرانی
2) از آغاز اصلاحات زرتشت تا پايان پادشاهی هخامنشيان
3) از پادشاهی اسکندر تا پايان پادشاهی ساسانيان
4) از ورود اسلام به ايران تا پايان دورة حماسههای ملّی
آنچه اين چهار دوره را به يکديگر پيوند میدهد، حضور ديوان در آنهاست. در هريک از اين دورهها تصورات خاص و ديدگاههای گوناگون و متفاوتی دربارة ديوان وجود دارد.
اين نوشته به بررسی جايگاه ديوان در دورة دوم برپاية متون اوستايی و سنگنوشتههای دوران هخامنشی میپردازد. ......
..............
شاهنامه مردمنامه است