يا هو

 

دكتر آرش اكبري مفاخر

 

مينوشناسي اهريمن در اوستا و متون پهلوي

 

مجله جستارهای ادبی ش۱۶۷- دانشگاه فردوسی مشهد

 

   چكيده

مينو­شناسي اهريمن عبارت است از بررسي و شناخت اهريمن در دنياي مينو؛ دنيايي كه موجودات آن در حالت ناديدني، ناپسودني و بدون تن هستند. در اين مقاله مينوشناسي اهريمن در اوستا و متون پهلوي مورد بررسي قرار مي­گيرد. در گاهان اهريمن به عنوان منش بد در برابر منش نيك قراردارد كه به آفريدگاري او در هفت­ها مي­انجامد. در اوستاي نو اين حضور مينوي با ويرانگري­هاي اهريمن ادامه مي­يابد و با ناتواني و گريز او به دوزخ در رستاخيز پايان مي­يابد.

   در متون پهلوي تصوير زندگي مينوي اهريمن گسترش مي­يابد كه برجسته­ترين ويژگي آن آموزة نيستي اهريمن در برابر هستي اورمزد است. اين آموزه از سويي انديشه­هاي فلسفي و انتزاعي دربارة اهريمن را به وجود آورده و از سوي ديگر انديشة گيتي­پذيري او را فراهم ­مي­كند تا اسطوره­هاي مربوط به اهريمن به داستان و تمثيل دگرگون گردد. يكي از مباحث مهم در مينوشناسي اهريمن، زنداني­شدن او در آسمان در حالت مينوست. اين گرفتاري انديشه­هاي فلسفي، تمثيلي و نماديني را به وجودآورده كه نخستين بنيادهاي آموزة دفاع از اهريمن در آنها ديده­مي­شود. در فرجام­شناسي ايراني، اهريمن يا ناكار شده و به دوزخ افكنده­مي­شود(بازتاب چالش­هاي دروني و رواني انسان) و يا كشته­مي­شود(بازتاب سرنوشت شورشيان و بددينان).

كليدواژه

اهريمن، مينوشناسي، اهريمن در زندان، دفاع از اهريمن، سرنوشت اهريمن.

 

مقــــدمه

اهريمن نام موجودی است که نقش گسترده­ای در سراسر ادبيات ايرانی دارد. او به عنوان سرچشمة همة بدی­ها و سالار ديوان در برابر اهورامزدا، دنيای روشنی و نيکی­ها قرار دارد و ويژگی بارز او ويرانگری است. در هر برهه­ای از زمان و مکان انديشه­ها و تصورات خاصی دربارة اهريمن وجود داشته­است. اين انديشه­ها پيش از ادبيات گاهانی آغازشده و تا امروز ادامه يافته­است. يکی از اين انديشه­ها حضور اهريمن به عنوان موجودی مينوي با نقش­هاي ويژة خود در اوستا و متون پهلوي است.

    مينو(mēnōg) دنيايی است که موجودات آن در حالت ناديدنی، ناپسودنی و بدون تن هستند. آفرينش در اين دنيا بدون انديشه، ناگرفتنی و بی­جنبش است و سه­هزار سال به درازا می­کشد(Bundahišn: 36.1). اورمزد و اهريمن نخست آفرينش خود را در حالت مينو می­آفرينند. آفريدگان اورمزدی از حالت مينو به گيتی می­رسند، اما اهريمن و آفرينش او در حالت مينو باقی­می­مانند و از آنجا که ناديدنی، ناپسودنی و بدون تن می­باشند، هستی ندارند و در نيستی به سرمی­برند(Dēnkard: 6. E31c؛ ارداويراف­نامه: 5. 7).

    بنابراين مينوشناسی اهريمن عبارت است از بررسی و شناخت او در دوران مينو. در اين دوره تمام نقش­های اهريمن در حالت روحی و روانی انجام شده و پيش­نمونة کرداری او در يک نمايش­نامة کيهانی نوشته­می­شود. اين آموزه، ويژگی برجستة اهريمن در متون زردشتی است، اما کم­کم به پيروی از آفرينش اورمزدی، زمينة گيتی­پذيری او نيز فراهم می­گردد.

    گيتی(gētīg) عبارت است از دنيايی که موجوداتش ديدنی، پسودنی و تنومند؛ دارای تن هستند. هر آفريده­ای که اين ويژگی­ها را داشته­باشد، با چشم تن ديده­شود و با دست لمس گردد، دارای گيتی است(Dēnkard: 3.123). اهورامزدا پس از آفرينش دنيای مينو در سه­هزار سال نخست، آفرينش خود را که عبارت است از: آسمان، آب، زمين، گياه، گوسفند و انسان به­گونة گيتی می­آفريند. در اين آفرينش سه­هزار ساله آفريدگان تنومند در ايستايی به سر می­برند و جنبش و تکاپو ندارند(وزيدگی­های زادسپرم: 1. 26)؛ يعنی آفريدگان اورمزدی با وجود داشتن مينو و گيتی، هستی(hastīh) ندارند. وجود مينوي اهريمن نيز به پيروي از آفرينش اورمزدي كم­كم وجود گيتيايي مي­پذيرد.

       در اين مقاله مينوشناسی اهريمن به تناسب نقشی که در اوستا و متون پهلوي دارد در دو قسمت بررسی شده­است:

   نخست به بررسی نقش و جايگاه اهريمن در متون اوستايی در اوستای گاهانی و اوستای نو پرداخته­مي­شود. متون اوستايي به­ دليل دربرداشتن بنيادهای شناخت مينوي اهريمن درخور اهميت­اند و اين بنيادهای مينويی در متون پهلوی گسترش­مي­يابند.

    سپس به بررسی نقش اهريمن از آغاز آفرينش تا فرجام جهان در متون پهلوی پرداخته­مي­شود. در اين متون اهريمن در برابر اورمزد و در تقابل با اوست. اهريمن نيمة ديگر آفرينش است و آفرينش او وارونة آفريده­های اورمزد. بارزترين ويژگی اهريمن در اين متون نيستی او در برابر هستی اورمزد است و تمام نقش­های او در حالت مينوي صورت می­گيرد هرچند که او در آسمان دنيا به دام افتاده­، اما اين گرفتاری نيز در حالت مينوي اوست. زنداني­شدن اهريمن زمينة مطالعه در آموزة دفاع از او را فراهم مي­كند. در فرجام­شناسي ايراني از سويي به تأثير چالش­هاي دروني انسان و از سوي ديگر به تأثير سرنوشت شورشيان و بددينان و مسايل اجتماعي و سياسي روزگاران باستاني ايران در سرنوشت اهريمن پرداخته­مي­شود.

الف) مينوشناسی اهريمن در اوستا

- اوستای گاهانی

در گاهان اهورامزدا آفرينندة روشنايی و تاريکی، خواب و بيداری، بامداد و نيمروز و شبانگاه است(44. 5). او آفريدگار همه­چيز(44. 7) و فراهم­کنندة خوشی و ناخوشی است(45. 9). در اين سرودها، اهورامزدا آفرينندة يگانه­ای است که دوگانگی­ها و اضداد را با هم آفريده­است. او آفرينش­های متضاد را به اين دليل آفريده تا در خدمت انسان باشند.

    تاريکی و روشنی بازتابی از دوگانگی منش دو مينوی نخستين؛ انگره­مينو(angra. mainyu) و سپندمينو(mainyu spanta.) است که از اهورامزدا سرچشمه گرفته­اند. اين دو گوهر در منش، سخن، خواست، گروش، گفتار، کردار، دين و روان هم­داستان نبوده و در برابر هم قرار دارند(45. 2). اين دو مينوی آغازينِ همراه(توأمان)، دو نمايندة کامل برای بهتری و بدتری در انديشه، گفتار و کردار هستند(30. 3) و اين آموزه را بيان می­کنند که دوگانگی در دين زردشت، «دوگانگی منشی است نه دوخدايی»(مقدم، 1363: 16).

    با توجه به اين بندهای گاهانی، انگره­مينو(اهريمن) يکی از دو آفريدة اهورامزداست که در برابر آفريدة ديگر او؛ سپندمينو قرار دارد، اما در هفت­ها زمينة دگرگونی يگانگی اهورامزدا به دوگانگی اهورامزدا و اهريمن نيز فراهم می­گردد.

    در هفت­ها(37. 1) اهورامزدا تنها آفرينندة راستی و روشنی است. او گياهان نيک و همة چيزهای خوب را آفريده­است. در اين سرود آفرينش تاريکی و بدی­ها از اهورامزدا جدا شده و به اهريمن بازمی­گردد. اين سرود نشانگر شکل­گيری انديشة دوگانه­باوری است که تلاش می­کند انگره­مينو را از اهورامزدا جدا کرده و آفرينش نيک را از انديشه، گفتار و کردار بد اهريمن دور نگاه ­دارد. به هر روی انديشة دوگانگی منشِ نيک و بد به دوگانگی آفريننده و آفرينش دگرگون می­شود و اين انديشه در سراسر اوستای نو و متون پهلوی وجود دارد.

    اهريمن در گاهان(45. 2) با نام انگره­مينو و همراه با صفاتی که کاربرد آنها در توصيف اهريمن است، شناخته­می­شود. اَکَه(aka) به معنای زشت و بد(30. 3)، صفتی است که به اهريمن اشاره دارد و در برابر سپندمينو قرار می­گيرد. اکه با پندار، گفتار و کردار زشت به ديوان می­آموزد که چگونه مردمان را فريب دهند و آنان را از زندگی جاودان بی­بهره سازند(32. 5).

   صفت ديگر، دِبَئومَن(debaomâ) به معنای فريفتار است(30. 6). او ديوان را وامی­دارد تا بدترين منش را برگزينند و آنگاه به ياری خشم، زندگی مردم را به تباهی بکشند.­

- اوستای نو

در اوستای نو دوگانگی منش سپندمينو و انگره­مينوی گاهانی به دوگانگی اهورامزدا و اهريمن دگرگون می­شود. در آغاز آفرينش اهورامزدا برای بالندگی آفرينش خود دعای اهونور(ahunawar)[i] را می­سرايد، با خواندن اين سرود اهريمن به تنگنا می­افتد. اهورامزدا به او يادآور می­شود که انديشه، گفتار و کردار آنها با يکديگر همانند و سازگار نيست(يسنا: 19. 15). در اين يسنا که برگرفته از گاهان(45. 2) است، سپندمينو با اهورامزدا يکی می­شود و اهريمن در برابر اهورامزدا قرار می­گيرد.

    اهريمن سرکردة همة ديوان که به ديوان­ديو نامبردار است(ونديداد: 19. 1، 42-43)، در دوزخ تيره(يشت­: 19. 44)، زير زمين و جهان تاريکی به سر می­برد و جايگاهش در اپاختر؛ شمال قراردارد(ونديداد: 19. 1، 47). او دارای نيروی آفرينندگی است(يشت: 15. 3، 42-43) و آفرينش بد را در برابر آفرينش نيک اهورامزد به وجود مي­آورد(يسنا: 57. 17؛ يشت: 13. 76). آفرينش اهريمن آفرينشی پتياره و پرگزند است(يسنا: 61. 2). او در برابر آفرينش نيک اهورامزدا آفرينش اهريمنی خود را آشکار می­کند و جهان بدی را می­آفريند(ونديداد: 19. 6). اهريمن برای تباه­کردن آفرينش نيک اهورامزدا و جهان راستی، اژی­دهاک؛ نيرومندترين ديو دروج را می­آفريند(يسنا: 9. 8؛ يشت: 5. 34). او در سرزمين­های نيک­آفريدة اهورامزدا، اژدها، زمستان، گرمای سخت، خرفستران، سست­باوری، ناهنجاری­های اخلاقی و انواع گناه را می­آفريند(ونديداد: 1. 2-20). او با چشم بد دوختن بر آفريدگان نيک اهورامزدا آنها را تباه­ کرده و با هرزگی و ناپاکی هزاران بيماری پديد می­آورد(ونديداد: 22. 2). علاوه بر اين مرگ، درد، تب، پوسيدگی و گنديدگی را نيز برای گزندرساندن به مردم می­آفريند(ونديداد: 20. 3).

   اهريمن چيره و زبردست، فريفتارترين ديوان است(يشت: 13. 13). همة هستی و تن او مرگ است(ونديداد: 1. 3). او که با ستايش نکردن ايزدان و پاس­نداشتن آب و آتش و آفريدگان نيک خشنود می­گردد(هادخت­نسک: 3. 29)، در انديشة آن است که آب­ها را از جاری­شدن و گياهان را از روييدن بازدارد(يشت: 13. 77). پريان در اين کردار ياريگر اهريمن هستند(يشت: 5. 39). آنها به دستور اهريمن تلاش می­کنند تا با ياری جادوگران و ديوان، تيشتر؛ ستارة باران را از بارش بازدارند(يشت: 8. 39).  

    اهورامزدا بزرگترين براندازندة اهريمن است(يسنا: 27. 1؛ يشت: 1. 32). جنگ­ابزار اهورامزدا در مبارزه با اهريمن دعای اهونور است که او را به تنگنا می­اندازد(يسنا: 19. 15). امشاسپندان، ايزدان و آفريدگان نيک ياوران اهورامزدا در مبارزه با اهريمن هستند.

    اهورامزدا از اندروای؛ ايزد باد ياری می­خواهد تا آفرينش اهريمن را درهم ­کوبد و آفرينش خود را پاس ­دارد(يشت: 15. 3). ستايش اندروای، اهريمن را از چيرگی بر انسان بازمی­دارد(يشت: 15. 55). اندروای در پی ستايش تهمورث از او، اهريمن را به پيکر اسبی درمی­آورد تا تهمورث سی سال سوار بر او کرانه­های آسمان و زمين را در­نوردد(يشت: 25. 12-13؛ 19. 29).

   سپندمينو به ياری فرَوَشی­های انسان­های پيرو نيکی و راستی، اهريمن را شکست می­دهد. اين فروشی­ها که در برابر اهريمن همانند رزم­افزار و سپر هستند(يشت: 13. 13، 71)، باعث شکست او و يارانش در به دست آوردن فرّه می­شوند(يشت: 19. 46). بهمن و آذر، اهريمن را در بازداشتن جريان آب و روييدن گياه ناکام می­کنند(يشت: 13. 78). تيشتر نيز او را ناکام گذارده و از او آسيبی نمی­بيند(يشت: 8. 44). آناهيتا از اهريمن دوری می­گزيند(يشت: 5. 93) و با ستايش اهوراييان از او، خورشيد نيز از گزند اهريمن آسوده می­ماند(ونديداد: 21. 5-6).

    اهريمن در برابر گرزِ صدگره و صدتيغة مهر به هراس می­افتد و با ستايش مهر توسط اهوراييان ناکام می­ماند(يشت: 10. 97، 134، 118). اهريمن از ارديبهشت نيز به ستوه ­می­آيد(يشت: 3. 14) و با شنيدن يسنا از آتش، آب، خاک، چارپايان، گياه، ماه، خورشيد و روشنی ­بيـکران دور می­شود(ونديداد: 11. 13). ستايش دين نيک، امشاسپندان، شهرياران هفت­کشور، آسمان، زمان بیکرانه، وای، سپندارمذ، فرَوَشی و آفرينش اهورامزدا جهان را از گزند و آسيب اهريمن رهايی می­بخشد(ونديداد: 19. 11-14).

    زردشت نخستين آفريده­ای است که اهورامزدا و امشاسپندان را می­ستايد. با تولد و باليدن او، آب­ها و گياهان خشنود شده، شروع به روان شدن و روييدن می­کنند(يشت: 17. 18). اهريمن پيش از تولد زردشت تمام نيروهای ديوی خود را گرد می­آورد تا او را به هنگام تولد بکشند، اما تولد زردشت شکست سنگينی بر اهريمن وارد می­کند. اهريمن و ديوان درمی­يابند که هستی زردشت رزم­افزاری ديوافکن است. آنها با اين دريافت، شکست خورده و از زمين پهناور می­گريزند(يشت: 17. 19؛ ونديداد: 19. 46-47).

   پس از اين شکست اهريمن که در انديشة فريفتن زردشت است، از او می­خواهد که از دين مزدايی روی بگرداند تا فرمان­روايی جهان را به او ببخشد. زردشت پاسخ می­دهد که هرگز از دين نيک مزدايی دست برنمی­دارد، حتی اگر تن، جان و روان او از هم بگسلد. بدين ترتيب اين کردار اهريمن نيز ناکام می­ماند(ونديداد: 19. 6-7). او در نبرد نهايی پس از شکست تمام نيروهايش، با ناتوانی از جهان اهورايی می­گريزد و دوباره به همان جايی رانده می­شود که برای آسيب­رساندن به جهان اهورايی از آنجا آمده­بود(يشت­: 19. 96، 12)؛ يعنی دوزخ تيره و جهان تاريکی در زير زمين در اپاختر(شمال).

ب) مينوشناسی اهريمن در متون پهلوي

.................

.......................

 

Study about Minoo ’s Ahriman in Avesta and Pahlavi texts

 

  Arash Akbari Mafakher, PhD            

Abstract

Minoo ’s Ahriman is a term for discovering Ahriman in the world of Minoo : A world that it’s creatures are invisible , undesirable and without body . In this article Minoo ’s Ahriman in Avesta and Pahlavi Texts are surveyed. In Gahan Ahriman exist as a bad nature in opposite of good nature that leads to his creation in Haftha . In new Avesta this existence of Minavi continue by destructions of demon and finished with his disability and his escape to hell in resurrection .

In Pahlavi texts the image that shows life of Minoo ’s demon has been extended and it’s prominent feature is inexistence of Ahriman in opposite of existence of Aura Mazd . This doctrine has created philosophical and abstract  thought about Ahriman and on the other hand has provided his thought of adaptability of universe  until myths of demon truns to allegory . one of the most important discussion in Minoo ’ s Ahriman is his imprisonment in the sky in form of  Minoo. This involvement has prepared philosophical ,allegorical and symbolical thoughts which is the first basic doctrines for defense from Ahriman that has been seen in it. In Iranian conclusion , Ahriman defeated and put in the hell (the reflection of psychological and internal conflicts of human beings) or killed (the reflection of destiney of rebels and disbelieve ones).